راهبردهای شناختی رفتاری

پیشنهادی

4 مطالعه · 1 توصیه

آخرین به‌روزرسانی: ۶ اسفند ۱۴۰۴

راهبردهای شناختی رفتاری – سرطان پستان
پیشنهادی4 مطالعه

راهبردهای شناختی-رفتاری، افسردگی و اضطراب را کاهش داده و کیفیت زندگی را پس از ابتلا به سرطان سینه بهبود می‌بخشند.

چهار مطالعه – از جمله یک تحلیل فراگیر شامل ۳۲ آزمایش، دو بررسی نظام‌مند و یک مطالعه مداخله‌ای غیرتصادفی – به‌طور پیوسته نشان می‌دهند که درمان شناختی-رفتاری (CBT) برای بیماران مبتلا به سرطان سینه فواید قابل توجهی دارد. این تحلیل فراگیر نشان داد که CBT باعث بهبود چشمگیری در اضطراب (g هِجز = 0.31)، افسردگی (g = 0.38)، کیفیت زندگی (g = 0.40) و اختلالات خواب (g = 0.67) می‌شود. در یک مطالعه بر روی ۹۱ نفر از افرادی که از سرطان سینه جان سالم به در برده بودند، گروهی که تحت درمان CBT قرار گرفتند، در مقایسه با گروه کنترل، بهبود قابل توجه‌تری در سلامت عاطفی نشان دادند (p<0.05)، و این مزایا در پیگیری سه ماهه نیز حفظ شد. در میان بیماران تازه تشخیص داده شده، ۹۱.۴ درصد از آن‌ها گزارش کردند که دچار افسردگی هستند، و هر چهار مطالعه تصادفی کنترل‌شده مورد بررسی، تأیید کردند که CBT سطح افسردگی را کاهش می‌دهد. جلسات معمولاً ۶۰ تا ۹۰ دقیقه به طول می‌انجامد. میزان اثرگذاری مداخلات مختلف، از کم تا زیاد متغیر بود (0.00–1.40)، و CBT به‌طور مداوم عملکرد بهتری نسبت به سایر رویکردهای روان‌اجتماعی داشت.

شواهد

نویسندگان: Bakhtiar, Yuriz, Fitriyanti, Dwi, Mardiyono, Mardiyono

منتشر شده: ۴ مرداد ۱۳۹۸

یک بررسی نظام‌مند از ۴ کارآزمایی بالینی تصادفی‌شده (RCT) که از منابعی مانند EBSCOhost، گوگل اسکالر، PubMed و Science Direct (سال‌های ۲۰۰۸-۲۰۱۸) گردآوری شده بود، اثربخشی درمان شناختی رفتاری (CBT) برای افسردگی در زنان مبتلا به سرطان را ارزیابی کرد. در میان بیماران تازه تشخیص‌یافته‌ی سرطانی (کمتر از ۶ ماه از زمان تشخیص)، ۹۱٫۴ درصد گزارش دادند که احساسات مربوط به افسردگی دارند. هر ۴ کارآزمایی بالینی تصادفی‌شده نشان دادند که مداخلات CBT، میزان افسردگی را کاهش می‌دهد. جلسات معمولاً در بازه‌های زمانی ۶۰ تا ۹۰ دقیقه‌ای برگزار می‌شد و تعداد جلسات در طول آزمایش‌ها متفاوت بود. در ۳ مورد از ۴ کارآزمایی بالینی تصادفی‌شده، چندین نتیجه‌گیری، از جمله میزان افسردگی، اندازه‌گیری شد، در حالی که یک مطالعه صرفاً بر روی میزان افسردگی تمرکز داشت. این بررسی به این نتیجه رسید که CBT برای کاهش افسردگی در زنان مبتلا به سرطان سینه مؤثر است.

نویسندگان: Alderman, Antoni, Antoni, Ashing, Badr, Borenstein, Borestein, Burke, Button, Charlson, Cho, Christensen, Classen, Cohen, Coleman, Collie, Comprehensive Meta-Analysis, Czaja, Dow Meneses, Duval, Fadaei, Fobair, Ganz, Goodwin, Graham, Gunn, Higgins, Hoffman, Jones, Kalaitzi, Kimman, Kmet, Koinberg, Kydd, Lengacher, Lepore, Maguire, Manos, Marchioro, Marcus, Meyer, Mitchell, Montazeri, Naaman, Newell, Orwin, Osborn, Qiu, Rowland, Sandgren, Savard, Sharif, Stanton, Watson, Wojtyna, Zhou

منتشر شده: ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۵

در یک تحلیل فراگیر که بر اساس ۳۲ مطالعه انجام شد، اثربخشی مداخلات روان‌اجتماعی برای بیماران مبتلا به سرطان سینه پس از جراحی مورد ارزیابی قرار گرفت. درمان شناختی-رفتاری (CBT) به‌طور مداوم مؤثرترین روش درمانی بود و بهبودهای چشمگیری را در اضطراب (g هِجز = ۰٫۳۱)، افسردگی (g = ۰٫۳۸) و کیفیت زندگی (g = ۰٫۴۰) ایجاد کرد. اثرات اضافی در تمام مداخلات روان‌اجتماعی، شامل اختلالات خلقی (g = ۰٫۳۱)، پریشانی (g = ۰٫۲۷)، تصویر بدنی (g = ۰٫۴۰)، عزت نفس (g = ۰٫۳۵) و عملکرد جنسی (g = ۰٫۲۲) مشاهده شد. بیشترین بهبود در زمینه اختلالات خواب گزارش شد که با یک اثر متوسط تا بزرگ همراه بود (g = ۰٫۶۷).

نویسندگان: Aguilar Ponce, José Luis, Alvarado Aguilar, Salvador, Benjet, Corina, Galindo Vázquez, Óscar, Meneses García, Abelardo, Rojas Castillo, Edith

یک بررسی نظام‌مند، پایگاه‌های اطلاعاتی MEDLINE، PsycINFO، CINAHL، MedicLatina و مجموعه روانشناسی و علوم رفتاری را از ژانویه ۲۰۰۹ تا دسامبر ۲۰۱۳ جستجو کرد. از بین ۲۴ مقاله شناسایی‌شده، ۱۹ مورد معیارهای ورود به مطالعه را برآورده کردند. اثرات معنادار آماری در زمینه‌هایی مانند مشکلات خواب، سلامت عاطفی، خستگی، کیفیت زندگی و علائم پس از یائسگی مشاهده شد. میزان این اثرات از ۰٫۰۰ تا ۱٫۴۰ متغیر بود که بیشتر آن‌ها در محدوده کوچک تا متوسط قرار داشتند. نتایج مثبت در مداخلات روان‌شناختی مستقل و همچنین روش‌های درمانی ترکیبی، از جمله فرمت‌های درمانی مبتنی بر تلفن و آنلاین مشاهده شد.

نویسندگان: Bellver, Ascensión

در میان ۹۱ نفر از زنان بازمانده از سرطان سینه که به دو گروه درمانی تقسیم شده بودند، گروهی که تحت درمان با تکنیک‌های شناختی-رفتاری قرار گرفتند (n=49)، بهبود چشمگیری را در زیرمقیاس «سلامت عاطفی» پرسشنامه FACT-B نسبت به گروهی که بر مهارت‌های خودباوری و ارتباطات تمرکز داشتند (n=42) نشان دادند (p<0.05). در حالی که هر دو گروه کاهش قابل‌توجهی را در اضطراب و افسردگی (p<0.01) و همچنین بهبود کلی کیفیت زندگی (p<0.001) تجربه کردند، تنها گروهی که تحت درمان با تکنیک‌های شناختی-رفتاری قرار گرفت، مزیت آماری معناداری را در مقایسه با گروه دیگر در هر یک از متغیرهای اندازه‌گیری‌شده نشان داد. این بهبودها در پیگیری سه ماهه نیز حفظ شدند، که نشان‌دهنده تأثیر پایدارِ یادگیری استراتژی‌های ساختاریافته شناختی-رفتاری برای مدیریت وضعیت عاطفی است.